ابراهيم عاملي ( موثق )

310

تفسير عاملي ( فارسي )

اذان گفت ، عمر گفت : من هم اين را بخواب ديدم . و اين خبر ضعيف است به - نزديك من كه پيغمبر ، خواب مردم را وحى نارسيده ، به كار بندد ، ولى چون وحى ميرسيد به آن عمل ميفرمود ، و مجاهد از عبد اللَّه عبّاس روايت كرده است كه پيغمبر فرمود : هر كه هفت سال براى رضاى خدا مؤذّن باشد ، برات آزادى جهنّم به او مىدهند . فخر : گفته‌اند وجوب اذان بصريح اين آيه ثابت شده است نه بوسيله ى خواب . « بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ » مجمع : يعنى اينها نميدانند كه چه مجازاتى براى اين مسخره بازيها معيّن شده است ، و چه ثوابى براى آنها كه آن را بپذيرند معيّن شده است . تفسير عبده : يعنى اگر اين مردم عاقل و با خرد بودند ، در هنگام شنيدن اذان دلهاشان براى مناجات و ياد خدا نرم مىشد و بعضى مردم مسيحى كه در شهر ما هستند صداى اذان را مىپسندند و از ناقوس خود بهتر ميدانند ما مؤذّنى خوش آواز داشتيم كه چون صدا باذان بلند ميكرد عدّه اى زن و مرد مسيحى دم پنجره هاى خود جمع ميشدند براى شنيدن صداى اذان بخصوص اذان صبح روزى مؤذّن نبود مردى بد آواز اذان گفت ، پس از آن يكى از مسيحيها به پدر من گفت : مؤذّن امروز شما بايد مجازات شود ، چون مردم ما بواسطه اذان مؤذّن اوّل مسلمان شده بودند ، و بواسطه ى آواز اين مؤذّن بدين خود برگشتند ، و خوب بخاطر دارم كه بچه هاى آنها اذان را حفظ كرده بودند و مانند ديگر محفوظات مطلوب خود آن را مكرّر ميكردند و پدرهاشان كه مردمى فهميده بودند از آن لذّت ميبردند ، اما مادرهاشان كه زن و متعصّب بودند ، آنها را جلوگير ميشدند . مناسب سخن عبده شعر مثنوى است : يك مؤذّن داشت بس آواز بد در ميان كافرستان بانگ زد چند گفتندش مگو بانگ نماز كه شود جنگ و عداوتها دراز